اميرعلي در محل كار ماماني
در تاريخ 91/10/02 ديماه يه سر به محل كار ماماني زدم دلم براي مامانم تنگ شده بود و ماماني مجبور شد مرابا خودش ببره سركار .اولش كه رفتم احساس راحتي نمي كردم و دوساعتي توي محل كار ماماني خوابيدم بعدش از خواب بلند شدم حالم بهتر شده بود و شروع كردم به شيطنت و بازي كردن .



خيلي بهم خوش ميگذره .......................



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اميرعلي در محل كار ماماني
